|
|
پابرهنگان |
|
|
توي پست قبلي خونديد که بعضي از آقازاده ها (سارقان بيت المال) تا ديدن که اوضاع عوض شده کلي ساده زيست شدن و چنان علي وار زندگي ميکنن که بيا و ببين ميخوان اداي پا برهنه ها رو در بيارن ولي خوب کف پاشون خيلي لطيفه و آسفالت هم بس خشن و بيرحم چاره چيه و چکار بايد کرد ؟ توي اين اوضاع و احوال توليد کنندگان رند اين مشکل رو حل کردن و کفشهايي شبيه به پا ساختن که اصلا معلوم نميشه که اون شخص کفش پوشيده و پابرهنه به نظر مياد با ديدن اين کفشها منم طبع شعرم گل کرد و يه ناخونک کوچيک به زحمات خدابيامرز سهراب سپهري زدم تا چه شود کفشهايم کو ؟ چه کسي بود صدا زد زالو آشنا بود صدا مثل چماق با سر من حضرات در خوابند و منوچهر و پروانه و شايد همه مردم شهر سوم تير به آرامي يک مرثيه از روي سر رندان زبل ميگذرد و چماقي محکم از حاشيه يک کابوس مغز مرا مي کوبد بوي بگير بگير مي آيد توبره من پرٍ از دزدي و کلاشي و رانت گير خواهم کرد و مثل خوردن آب کله ام را بباد خواهم داد بايد امشب بروم کفاشي بايد يک جفت از اين کفشاي جعلي بخرم هيچ چشمي نتوان تشخيص داد کسي با ديدن اين پاها جري نشود و کسي گير به ما مي ندهد بايد امشب بروم رو به آن سمت پاساژ که کفاشي هست يک نفر باز صدا زد زالو کفش هايم کو ؟ و اما ترانه يه ترانه از خانوم دلي و آلبوم جديدش بنام وداع
راستي چه خبر از کجا |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 20:6  توسط احمد |
|
||




